نکته شماره سی و دو : مثبت اندیشی نیاز به تمرین دارد

شما لحظه به لحظه بیشتر از آنچه تصور می کردید بر احساسات خود تسلط خواهید داشت. دقیقاً همانطور که می توانید منفی باف باشید، توانایی مثبت اندیشی را نیز دارید. افزایش شادی به همان اندازه که مستلزم توجه نکردن به نکات منفی است، نیازمند توجه به جنبه های مثبت کسب و کار است.
برای اینکه ببینید چه گزینه های جدیدی امکان پذیر است و بتوانید از پس شکست ها برآیید،باید مثبت اندیشی را تبدیل به عادت کنید. برای اینکه بهترین زندگی را داشته باشید باید یاد بگیرید جوانب مثبت هر موضوعی را ببینید. مثبت اندیشی به این معنی نیست که خودتان را گول بزنید تا مانع اتفاق افتادن چیزهای بد برای شما شود. مثبت اندیشی هم باید حد خودش را داشته باشد اما نمی توان کتمان کرد که می تواند تغییر چشمگیری در کسب و کارتان ایجاد کند. اگر به دنبال افزایش رضایت، پیوند و تداوم، مقصود و اهدافتان در کار هستید، مثبت اندیشی می تواند کمکتان کند تا هر آنچه که در پی آن هستید را پیدا کنید.
نکته شماره سی و سه : فرهنگ های مختلف را بشناسید

یکی از نمایندگان فروش یک کمپانی نوشابه سازی بزرگ، مأیوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت. دوستی از وی پرسید: " چرا در کشورهای آن منطقه موفق نشدی؟". وی جواب داد: " هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که با زبان آنها آشنا نبودم.
پس تصمیم گرفتم پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم و سه پوستر طراحی کردم به این صورت که:
پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود. پوستر دوم مردی را نشان می داد که در حال نوشیدن کوکاکولا بود. پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد و سپس پوسترها را در همه جا چسباندم.
دوستش از او پرسید: " آیا این روش کارایی نداشت و موثر نبود؟".
مدیر شکست خورده جواب داد: " متاسفانه من نمی دانستم آنها را راست به چپ می خواندند و به این ترتیب آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند".
از این داستان می توان نتیجه گرفت که شناخت محیط و افراد مخاطب در هر مقطع از کسب و کار اهمیت فراوان دارد. این گونه اشتباهات توسط افراد بسیاری به ویژه در محیط های خارجی و حتی در اولین اقدامات برخی شرکت ها در شهرهای جدید فعالیتشان در ایران نیز رخ داده است. اشتباهات افراد در مجاب کردن طرف مقابل در فضاهای شناخته شده به دلیل ملکه بودن ذاتی اطلاعات در ذهن، کم هستند و این الگویی گمراه کننده در بازارهای جدید است. باید هوشمندانه بود و از هر نقطه به نقطه دیگر در انتظار تغییرات عمده باشیم. یک مدیر موفق، انعطاف پذیر و هوشمند است.
نکته شماره سی و چهار : مفید بودن بجای مشغول بودن

سرعت را کندتر کنید و این را به یاد داشته باشید که بیشتر چیزها هیچ اهمیتی خاصی ندارند. مشغول بودن معمولاً یک شکل تنبلی است؛ تنبل فکر کردن و با تنبلی عمل کردن. بخاطر همین است که می گویند عاقلانه تر کار کنید نه سخت تر. فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آن هایی که از همه مشغول ترند بازدهی کمتری دارند. افراد پر مشغله همیشه وقت کم می آورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، نشست ها، جلسات کاری و موارد از این دست هستند. معمولاً کم پیش می آید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند. برنامه پر مشغله ی این افراد باعث می شود که احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.
راه درمان این کار این است که سرعت را کم تر کنید، نفس بکشید، تعهدات خود را مرور کنید و کارهای مهم را در ابتدای برنامه خود بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید.
نکته شماره سی و پنج : انگیزه های بزرگ و خوبی ندارید؟ پس آنها را بسازید

اگر تخته ای را روی زمین بگذاریم و از شما بخواهیم در ازای ۲۰۰ هزار تومان روی آن راه بروید، حتماً این کار را انجام خواهید داد، چون کار بسیار آسانی است! اما اگر همان تخته را به عنوان پلی میان دو ساختمان صد طبقه قرار دهیم و بخواهیم که همان کار را در ازای ۲۰۰ هزار تومان انجام دهید، آیا این کار را انجام می دهید؟ واضح است که چنین کاری نمی کنید، زیرا دریافت آن ۲۰۰ هزار تومان دیگر مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمی آید. حالا اگر فرزندتان در ساختمان رو به رو در آتش گرفتار شده باشد، آیا برای نجات او از روی تخته عبور می کنید؟
بدون تردید این کار را انجام خواهید داد، چه ۲۰۰ هزار تومان را بگیرید و چه نگیرید. چرا بار نخست گفتید به هیچ وجه از آن تخته میان دو آسمان خراش نمی گذرید و بار دوم اصلاً تردید نکردید؟ خطر در هر دو شرایط یکسان است. پس چه چیزی در این میان تغییر کرده است؟ هدفتان تغییر کرده است.
همانطور که می بینید وقتی دلیلی به اندازه کافی بزرگ داشته باشیم، راه هر کاری را پیدا خواهیم کرد. پس این که خواستار موفقیت باشید کافی است، باید لایه های عمیق تر آن را بشکافید تا انگیزه اصلی خود را پیدا کرده و قدرت فوق العاده تان را فعال کنید.
نکته شماره سی و شش : روی اهداف تمرکز کنید، نه جزئیات

ممکن است به عنوان یک کارمندی که دارای نقش و وظایف مشخصی است این امر صادق باشد که به جزئیات وظایف توجه بیشتری کند، اما یک مدیر نمی تواند به تمامی جزئیات فعالیت کارکنان و یا پروژه هایی که اعضای تیم کاری روی آن کار می کنند، بپردازد. اگر دائماً تلاش کنید تا به جزئیات وظایف و کارها توجه داشته باشید، آنگاه شما تبدیل به یک میکرو مدیر خواهید شد که بیش از همه روی جزئیات کار کارکنان و وظایف آنها تمرکز می کند و این اصلاً برای شما و تیم کاری سازمان سودمند نیست.
این نکته برای مدیران بسیار مهم است تا به تجمیع تمرکزشان بر موارد و اهداف بزرگتر پی ببرند. نظارت بر پروژه های فردی نیز بخشی از اهداف مهم است اما مدیران باید نظارت بر پیشرفت اعضای تیم کاری خود را بطور موثر و کارآمد بیاموزند تا کل تیم کاری را به سمت دستیابی به اهداف بلند مدت سوق دهند.
مطمئن باشید که نمی توانید بدون تقسیم کار به اهداف بزرگ برسید.
احسان قادری
باشگاه رهبران بیلیونر